اين رنگ سرد غروب اين روز ها را دوست دارم.
حتي اگر چيزي هم خاطرت نباشد،هر جور و به هر زور كه شده،
يك خاطره از ته مانده هاي دلت را
بيرون مي آورد و تمام قد ،به رخت ميكشد.!
اوه اوه چه گرد و خاکی گرفته اینجا رو!
کسی اینجا هست؟؟...اینجا هست.. . . هست. . .. ه...س...ت...
خاطره هام...
مثل اینه که با چشمای ضعیف یه کتابو از فاصله ی چند متری بخونی.
چیزی معلوم نیس
حتی بعضی وقتا به وجودشم شک میکنم!
به استقبال پاییز می روم...
دلم این آفتاب وا رفته ی دم غروب و
غروب نم کشیده ی دم پاییز را می خواست
صدای رعد و نور برق و رگبار باران ...
زنده میشوم در این پاییز...